
نمیدونم که چی کار باید بکنم دلم میخواد داد بزنم به این هستی به این روزگار از دست این آدما خدایا میخوام گریه کنم آنقدر حالم بده که قابل توصیف نیست
انگاری همه راهام بسته شده انگاری که چرخ فلک برای من فعلا داره بر عکس میچرخه
وقتی به کسی دل نمیدی یک مشکل داری وقتی دل میبندی یک مشکل داری نمیدونم که این چه وضعیتی که پیش آمده که با حضور یک آدم توی زندگیت در یک بخشی از زمان
انگاری تمام موتورات روشن میشه ولی وقتی اون میره به یکباره و از نو همه موتورات خاموش میشه .
درحال حاضر مثل یک آدمی میمونم که گذاشتنش توی یک چهار دیواری تاریک و بی درو پنجره که داره دست وپا میزنه هر طور شده خودش رو از این وضع نجات بده
وای خدایا چرا آمد ؟ چرا رفت ؟ و چرا من رو به این حال و روز گذاشته ؟
اصلا پاک دیوانه شدم خدا خودش به دادم برسه .
این هم بخشی از سرنوشت من و بازی های زندگی منه باشه قبولش دارم.............
ولی ای نازنینم برای تو مینویسم چون میدانم که میخوانی:
هر جا که هستی برایت آرزوی بهترین ها رو دارم تو به من یاد دادی جدایی را ، به من آموختی رهایی را یاد دادی که چگونه از همه خاطراتم دست بکشم و چگونه تمام
وایستگیهایم را رها کنم کاری را که مدتها نمیتوانستم انجام بدهم تو کمکم کردی تا انجام بدهم بین من و تو فاصله ها بسیار است ولی دل من در گرو دل تو میماند تا به ابد
تو را رها میکنم وای که چه کنم ولی فکرت رهایم نمیکند .
بازهم میگم کاش بودی کاش دست سرنوشت تو را در راه من نمیگذاشت مه بعد اینچنین تو را از من بگیرد .
آخه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو بگو مگه صدای من رو نمیشنوی ؟
Down وای که الان که دارم این متن رو تایپ میکنم چشمام پر از اشکه انگاری تمام بغزام یک جا امشب ترکیده به قول معروف
شدم بد جوری زیر خط انرژی هستم .خدا خودش به حال و روزم برسه.
انگاری همه راهام بسته شده انگاری که چرخ فلک برای من فعلا داره بر عکس میچرخه
وقتی به کسی دل نمیدی یک مشکل داری وقتی دل میبندی یک مشکل داری نمیدونم که این چه وضعیتی که پیش آمده که با حضور یک آدم توی زندگیت در یک بخشی از زمان
انگاری تمام موتورات روشن میشه ولی وقتی اون میره به یکباره و از نو همه موتورات خاموش میشه .
درحال حاضر مثل یک آدمی میمونم که گذاشتنش توی یک چهار دیواری تاریک و بی درو پنجره که داره دست وپا میزنه هر طور شده خودش رو از این وضع نجات بده
وای خدایا چرا آمد ؟ چرا رفت ؟ و چرا من رو به این حال و روز گذاشته ؟
اصلا پاک دیوانه شدم خدا خودش به دادم برسه .
این هم بخشی از سرنوشت من و بازی های زندگی منه باشه قبولش دارم.............
ولی ای نازنینم برای تو مینویسم چون میدانم که میخوانی:
هر جا که هستی برایت آرزوی بهترین ها رو دارم تو به من یاد دادی جدایی را ، به من آموختی رهایی را یاد دادی که چگونه از همه خاطراتم دست بکشم و چگونه تمام
وایستگیهایم را رها کنم کاری را که مدتها نمیتوانستم انجام بدهم تو کمکم کردی تا انجام بدهم بین من و تو فاصله ها بسیار است ولی دل من در گرو دل تو میماند تا به ابد
تو را رها میکنم وای که چه کنم ولی فکرت رهایم نمیکند .
بازهم میگم کاش بودی کاش دست سرنوشت تو را در راه من نمیگذاشت مه بعد اینچنین تو را از من بگیرد .
آخه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو بگو مگه صدای من رو نمیشنوی ؟
Down وای که الان که دارم این متن رو تایپ میکنم چشمام پر از اشکه انگاری تمام بغزام یک جا امشب ترکیده به قول معروف
شدم بد جوری زیر خط انرژی هستم .خدا خودش به حال و روزم برسه.

