۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه


دلم گریه می خواد دلم میخواد پرواز کنم دلم میخواد از آدما جدا باشم دلم می خواد با خدا و دلم تنها باشم تا بتونم تصمیم بگیرم .
بعضی مواقع توی زندگی آدم یک شرایطی پیش می یاد که در بدترین حا لت باید سخت ترین تصمیم رو بگیره تصمیمی که اگه یک زره این ور اون ورش کنی ممکنه بهترین رو از دست بدی ولی یک چیزی هم که می پیچوندت اینه که ندونی در این لحظه و این مکان یعنی در شرایط کنونی که هستی با چه میزان اطلاعات از اون چه که داری بهش فکر میکنی و با خودت میجنگی می خوای تصمیم بگیری لحظه انتخاب بین عقل و قلبت لحظه که مغزت داره با دلت میجنگه لحظه ای که باید پیروز بشی ولی راهت رو هنوز پیدا نکردی تنها راه چاره چیه ؟ اینه که سرت و بالا بگیری داد بزنی خدایا کمکم کن ؟ یا بگی خدایا بهم تحمل بده صبر بده قدرت مقاومت بده ؟
همیشه میگن برای بدست آوردن چیزایی که برای آدرم توی زندگی مهم هستش شرط اول صبر و تحمل و مقاومت خوب خدا رو شکر ما که همیشه در حال تحمل کردن و مقاومت کردنیم انگاری نوبت به ما نرسیده که اگه چیزی رو میخواهیم به راحتی مثل خیلی ها بدست بیاریم .
میگن که خدا میگه تو بخواه تا من اجابت کنم ولی ما هر وقت خواستیم اجابت کرد ولی پیرمون رو در آورد تا اجابت کرد انگاری این هم جزو تقدیر من شده که برای هرچه که میخوام بایددددددددددددددددددددددددددد صبر و تحمل کنم البته قربون خدا برم که هر چی برای من یکی تعریف کرده وهر چی هم که توی سرنوشت من میزاره خودشم راهشو میزاره ولی خدایا به عظمتت قسم که من هم مثل بقیه آدما یک ظرفیتی دارم از بوتن که نیستم آره درسته بهم میدی بهترین رو هم میدی همیشه ولی هزار بار دوره خودم میچرخونیم بعد میدی چرا شو هم فقط خودت میدونی بس ................
بازم میگم شکرت و سپاسگذارم

۱ نظر:

شهرزاد کاریابی گفت...

سیب تا وقتی نرسیده از شاخه جدا نمی‌شه
حتی اگر خود، درخت اینو بخواد، باز هم نمی‌شه
حتی اگر شاخه دلش بخواد، بازم نمی‌شه
یا رهگذری که مثل باغبان زحمت نکشیده که دلش بسوزه، می‌آد و سیب نارس، را می‌چینه. یحتمل گاز دوم به سوم نرسیده، دل درد می‌گشیره. در نتیجه نیم‌خورده می‌اندازه کنار مسیر و می‌ره
یا هم این‌که؛ اون بالا پرنده‌ها نوک می‌زنن و از چرخة طبیعی خارج می‌شه. یا همون بالا می‌گنده
یا می‌افته زیر درخت و گندش همه‌جا را بر می‌داره
یا هم
یا هم این‌که باغبان حواسش به همه چیز هست و سیب راس زمان لازم از شاخه چیده می‌شه
گاهی بعضی چیزها باید دور خودش را بزنه تا معنا پیدا کنه
صبر تو به قدر شرق تا غرب جغرافیای صبر خدا نیست که بتونی بفهمی چرا؟
گاه هم چیزی که می‌خواهیم به صلاح نیست که بده. اما با اصرار می‌گیریم و دوباره باید بره