
مینویسم بر روی آنچه که از هر آنچه نازک تر است بر روی آنچه که از همه شکننده تر است با کدامین قلم باید نوشت که این لوح زرین مرا خط وخشی نباشد ؟
لوح زرین خود را بر کدامین دیوار بر نمایش گذارم که نامردی نگاهش نکند تا مبادا که آنرا بشکند ؟ برای که بخوانمش برای که آنرا نجوا کنم تا که مبادا آنرا به تمسخر دیوانگی بر گیرند ؟
در این دیر خراب آباد که را پیدا کنم تا که زرین نمای زرین قلمم را بر پیش او به امانت گذارم ؟
ای دیوانه چون من تو بگو که از قدیم گویند که دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید تو بگو که عالم مستی و دیوانگی تو است که تنها حال مرا میداند .
میدانی میخواهم اینچنین بنویسم :
در این روزگار هرچه کردم از سر دل بود ولی هرچه دیدم از سر نامردی بود
در این روزگار با هر که گفتم از سر عشق بود از سر خلوص بود ولی هرچه دیدم از سر لذت بود .
میدانی عالم مستی را عالمی است به چه شوری دارد این عالم به چه سماعی دارد در این عالم به دور از همه با عالمی سر شار از شور مستی و دیوانگی در عالم عاشقی.
لوح زرین خود را بر کدامین دیوار بر نمایش گذارم که نامردی نگاهش نکند تا مبادا که آنرا بشکند ؟ برای که بخوانمش برای که آنرا نجوا کنم تا که مبادا آنرا به تمسخر دیوانگی بر گیرند ؟
در این دیر خراب آباد که را پیدا کنم تا که زرین نمای زرین قلمم را بر پیش او به امانت گذارم ؟
ای دیوانه چون من تو بگو که از قدیم گویند که دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید تو بگو که عالم مستی و دیوانگی تو است که تنها حال مرا میداند .
میدانی میخواهم اینچنین بنویسم :
در این روزگار هرچه کردم از سر دل بود ولی هرچه دیدم از سر نامردی بود
در این روزگار با هر که گفتم از سر عشق بود از سر خلوص بود ولی هرچه دیدم از سر لذت بود .
میدانی عالم مستی را عالمی است به چه شوری دارد این عالم به چه سماعی دارد در این عالم به دور از همه با عالمی سر شار از شور مستی و دیوانگی در عالم عاشقی.
۱ نظر:
عزیز دل، تا هنگامی که هراس از اهرمن داری. همیشه باتو
در پی تواست
تیرگی رو از کلام و باورت بردار، همه جا امن و سفید خواهد بود
ارسال یک نظر