۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه


دلم گرفته از دست آدما از دست کاراشون آخه یکی پیدا بشه بگه تا کی باید در مقابل هر چیزی هی بگیم باشه اشکالی نداره ، باشه منم یک خدایی دارم ،آخه تا کی ؟ هر کی هرچی میخواد میگه انگاری وظیفه من شده که هی بگم اشکالی نداره و اگر جز این بشه تمام هستی به هم میریزه ولی پس من چی ؟ من کی اجازه دارم فریاد بزنم و بگم که از دستتون خسته شدم کی میتونم داد بزنم و اشک بریزم و یکی هم پیدا بشه که منو بغل کنه و درکم کنه ؟ یک بگه مدتهاست که دارم دنبال اون یک نفر میگردم ولی کوش و کجاست ؟
الان که من داغونم و بهش احتیاج دارم اون کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها کسی که توی این مواقع هستش و من راحتم باهاش همون استا کریم خودمه آره بارها شده که وقتی که اینجوری به تنگ آمدم سر سجاده نمازم و سر سجده اشک ریختم و خودمو تو بغلش حس کردم مطمئنم هیچ آغوش خاکی نمیتونه مثل آغوش اون باشه بازم خدایا شکرت که تورو دارم اگر تو نبودی من چه غلطی میخواستم بکنم ؟
به قول خاله خوبه که توی این ماه مبارکیم ای کاش همیشه مثل ماه مبارک بود آره واقعا خوبه که توی ماه مبارکیم و بهتر اینکه توی این شبهای عزیزیم وقتی از صبح تا شب با هزار رنگ آدم سرو کله میزنم آخر شب همون لحظه های عرفانی که نجاتم میده و ظرفیتم رو خالی نگه میداره برای مسائل بدی .
خدایا جز به درگاه تو به کجا باید برم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۱ نظر:

شهرزاد کاریابی گفت...

خودت را واکسینه کن
همه این‌ها چون مهم هستند می‌تونن وارد احساس تو بشن
یا ایراد در مدار احساسی توست
یا به نوع دیدنت
در وحدت وجود، اصل اول پذیرش وضعیت موجود به همان شکلی که او اراده کرده
و وظیفة ما، ارائة بهترین طرحی که از خودمون بلدیم


همون لحظه های عرفانی که نجاتم میده و ظرفیتم رو خالی نگه میداره برای مسائل بدی .


عزیزم تو همین حالا با نوشتن جملة بالا، به ورود بعدی خوش‌آمد گفتی
مواظب کلامت باش