۱۳۸۷ مهر ۳, چهارشنبه

وقتی شب میشه


وقتی شب میشه یک حس دوست داشتی دارم یک حس راحتی ، آرامش و حتی امنییت نمیدونم چرا ولی خیلی دوسش دارم انگاری همه هستی و کائنات توی این لحظه هستن که دارن با هات (love) میترکنن ولی از شوخی گذشته خیلی لذت داره این حس ، حسی که تازه بعد از گزروندن یک روز پر مشغله تازه میتونی با خودت با خالق و با درونت خلوت کنی تازه میفهمی چه کاره هستی و کجای کاری ، چی داری و چی نداری و تازه اون موقع هستش که بی اختیار میگی خدایا شکرت از بابت تمام داده ها و نداده هات .......

۲ نظر:

شهرزاد کاریابی گفت...

هر چه به قلب شب بیشتر نزدیک می‌شی، مردم بیشتری به خواب می‌روند
کسی برای تو بد نخواهد خواست
کسی به تو فکر نمی‌کنه
و هیچ موج منفی به سمتت در حرکت نیست

شهرزاد کاریابی گفت...

نمی‌خوام پابرهنه وارد خلوت عاشقانه‌ات بشم
اما داره سکوتت سنگین می‌شه
خوبی؟