
همیشه میگن بچه ها به مهربانی و محبت احتیاج دارن و بیشتر پاسخ های مثبت رو به این حالت نشان میدن ولی برام جالبه که ماه بانو فراموش شده من مدتها بود که تنها بود و هیچ وقت هم اعتراض نمیکرد بیچاره انگاری فهمیده بود که مامانش پاک دختر کوچولوی خودشو فراموش کرده ولی اینجوری ها هم نیست من الان مدتهاست که دخترم رو بغل میکنم عاشقانه حسش میکنم و براش احترام قائل هستم آره دختر کوچولوی من با چشمای رنگی درشتش با من شبا میشنه با هم بازی میکنیم نقاشی میکشیم با هم حرف میزنیم و خلاصه خیلی کارا که هر دومون ازش لذت میبریم دختر من نه تنها فراموش نشده بلکه برام خیلی عزیزه و من دوسش دارم از وقتی که بهش بیشتر توجه میکنم بیشتر و بهتر دارم زندگیم رو اداره میکنم دخترم هم مثل خودمه عاشق آهنگهای لایت و کرانش که خاله جان برام cdکرده و عاشق نقاشی با رنگهای آبی و یا رنگهای که بچه ها عاشقشن رنگهای تند .
وای چه عجیبه اصلا خودم هم نمیدونم چی دارم مینویسم ولی اگر هم چرت و پرت باشه الان از نوشتن اینها خوشم .
۱ نظر:
تا زمانی معنای خندهها زیباست که ماهبانو میخنده
ساده
با صفا
بیآلایش و مکر و فریب
بیخدعه و نیرنگ
این است نقش کودکی، من،
تو چونی؟
ارسال یک نظر